خرید بک لینک
عشق مامان دو ماه از حضورت تو زندگی من و بابایی می گذره خاطرم نیست بی تو چطور روزا و شبامون می گذشت نمی دونم قبلا بدون شما با این همه وقت اضافی چکار می کردم نمی دونم چطور می تونستم طاقت بیارم و با این روز مرگی ها کنار بیام ،ولی الان هر روز که می گذره همه چیز واسم تازگی داره .آخر شبا دلتنگ میشم از ندیدنت تا صبح ،چون شما شبا فقط واسه شیر بیدار میشی و نمی دونی چه لذتی میبرم از دیدنت تو هر صبح.هر روزی که می گذره شما چیزای بیشتری یاد می گیری.

برچسب: نویسنده: سپیده ابراهیمی تاريخ: جمعه 2 دی 1401 ساعت: 18:53

صفحه بندی